ميرزا حسن حسينى فسايى

554

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

زين طلا سرافراز گرديد و اعيان بخارا ، هر يك به مرتبتى مورد عنايت شدند و معادل بيست هزار - نفر از تركمانان آن نواحى را به ملازمت ركاب اقدس اختصاص دادند « 1 » . روز پانزدهم رجب ، باز حضرت ابو الفيض خان مورد شفقت گشته سروبر او را به افسر گوهرنگار و خلعت زرتار زينت داده ، او را به خطاب پادشاه تركستان سرافراز نمود و ممالك جانب شمالى آب آمويه و تمامى ماوراء النهر را به او واگذار فرمود و جانب جنوبى آب آمويه را ضميمه ممالك محروسه ايران نمود كه بر مملكت بلخ و توابع آن افزوده ، متعلق به دولت عليه نادريه باشد . و روز شانزدهم ماه رجب اين سال [ 1153 ] « 2 » : موكب و الا براى تنبيه سركشان خوارزمى از خارج شهر بخارا نهضت نموده به جانب منزل چارجو كه سابق جسرى بر آب آمويه بسته و هزار و صد كشتى در انتظار ورود موكب و الا بودند كوچ بر كوچ حركت فرمود و در بين ، خبر رسيد كه جماعتى از تركمانان خوارزمى « 3 » براى شبيخون به اردوى اعلى آمده ، منتظر عبور موكب و الا از جسر چارجو هستند و اعليحضرت شاهنشاهى اردو را گذاشته ، با چند فوج از دلاوران به تعجيل از جسر گذشته به جماعت خوارزمى رسيده ، آنها را شكسته ، جماعتى را كشته و بسيارى را اسير نمودند و هزار و صد فروند كشتى مزبور را پر از غله و ذخيره نموده ، براى سيورسات اردو ، از روى آب آمويه به جانب خوارزم حركت دادند « 4 » و اردوى اعلى از جسر گذشته ، در همه‌جا ، در محاذات كشتىها حركت مىنمودند . و روز سيزدهم شعبان « 5 » وارد منزل دوه‌بوينى « 6 » كه اول آبادى خوارزم است گرديدند و چون ايلبارس « 7 » والى خوارزم پيش از وقت ، سپاه اوزبك و تركمان دشت خوارزم و ارال را در قلعه هزار اسب « 8 » كه تا دوه‌بوينى سه فرسخ است مهياى جنگ داشته بود ، اعليحضرت شاهنشاهى دو روز در دوه‌بوينى توقف فرمود كه شايد ايلبارس از قلعه درآيد و بعد از يأس از خروج او ، بنه و اغروق را گذاشته ، جماعتى را براى محافظت بنه و كشتيهاى سيورسات مأمور داشته ، به جانب هزار اسب نهضت فرمود و نيم‌فرسخى قلعه را جاى اردو قرار داد و چون معلوم شد كه

--> ( 1 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 351 ، روضة الصفا ، ج 8 ، ص 554 . ( 2 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 353 . ( 3 ) . ( به سركردگى محمد على خان اوشاق ) جهانگشاى نادرى ، ص 353 ، روضة الصفا ، ج 8 ، ص 556 . ( 4 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 354 . ( 5 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 355 . ( 6 ) . در متن : ( ديوه‌بونى ) با توجه به متن جهانگشاى نادرى ، تصحيح شد . دوه‌بوينى ( به فتح اول و ثانى ) كه آن را ( داوا - بوينى ) و ( دوه‌بويون ) هم نوشته‌اند ، به معنى : گردن شتر ، است و آن نام تنگى است در مسير جيحون كه رود را به يك‌سوم پهناى اصلى آن مىرساند و اصطخرى آن را ( بوقشه ) و مستوفى ( دهان شير ) مىخواند . ( 7 ) . نام يكى از خانان خيوه است كه به ايلبارس ثانى مشهور است . ( جهانگشاى نادرى ، ص 766 ) . ( 8 ) . هزار اسب : يكى از شهرهاى معروف خوارزم است كه عربان آن را هزارسف مىخوانند و انورى و رشيد الدين وطواط را در هنگام جنگ سنجر و اتسز درباره آن دو رباعى است . انورى گفته است : امروز به يك حمله هزار اسب بگير * فردا خوارزم و صد هزار اسب تراست و رشيد گفته است : گر دشمنت اى شاه شود رستم گرد * يك خر ز هزار اسب نتواند برد